کار خوبه خدا درست کنه ...

خدا همیشه چیزهایی که می‌خواستم را وقتی که از او می‌خواسته‌ام، به من نداده؛ آن‌ها را دقیقا زمانی داده که ناامید بودم از خواستنشان، زمانی که دیگر فکرشان را هم نمی‌کردم.
به عقیده‌ی من، خداوند، سورپرایز کننده‌ترین است، باحال‌ترین و بامرام‌ترین... دقیقا وقتی که هیچ‌کس به یادت نیست و حتی خودت هم به یاد خودت نیستی، همان وقت‌های ناجوری که ناامیدی از بهبود؛ جوری یادت می‌کند که کیف کنی و از شدت ناباوری و خوشحالی، اشک شوق بریزی.
تو فکر کن وقت‌هایی که بی‌نیاز و خوشحالی، پیش خودش می‌گوید؛ الان ولش کن، دور و برش شلوغ است و حالش خوب، بگذار به حال خودش خوش باشد، سورپرایزهایش را توی جیبش می‌ریزد برای روزهای مبادا، همان وقت‌های لعنتی که دلت از عالم و آدم گرفته و هیچ دلخوشی و رفیقی نداری، همان زمان است که لبخندزنان از راه می‌رسد، انگار وقتش رسیده اشک‌هایت را لبخند کند، انگار تمام خدا بودنش را برای همان زمان‌ها دوست دارد. می‌آید آرام کنار دلواپسی‌ات می‌نشیند، نوازشت می‌کند و قربان‌صدقه‌ی اشک‌ها و بی‌پناهی‌ات می‌رود و در گوشت نجوا می‌کند که«من کنار توام، نگران هیچ چیز نباش» هرچند تو نمی‌فهمی. بعد بسته به میزان حال بدی که داری دست می‌کند توی جیبش و سورپرایزهای درست و حسابی روی سر و کولت می‌ریزد تا غافلگیر شوی، بخندی و حالت خوب شود، بعد هم لبخندزنان از تو دور می‌شود چون تو را قوی می‌بیند و این برای او دلپذیرترین تصویر آفرینش است.

این معجزه‌های خداست که درست مثل نوری در نهایت تاریکیِ زندگی می‌تابد و آدم را به ادامه‌ی زندگی، امیدوار می‌کند. درست است که خدا همیشه هست، ولی گاهی "بیشتر" هست، صمیمی‌تر، پناه دهنده‌تر، نزدیک‌تر..