پاییز...
مامان بزرگم تعريف ميكرد اون زمان هاى قديم اين شكلى نبود كه پاییز ميشه تنگ غروبى دلت ميخواد از غصه بتركه. پاييزاش يه شكل ديگه بوده. شبا ميشستيم دور هم انار خوردن گل ميگفتيم، گل ميشنفتيم.اون موقع ها شادى ها و خوشى هامونو با هم دون ميكرديم تو كاسه انار گلپر ميپاشيديم سرش ميخورديم و ميخنديديم.
دلامون كه خوش بود پاييز نبود ديگه بهار ميشد...!
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام مهر ۱۳۹۹ ساعت 10:42 توسط sahar
|
به دورهمی ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ سپری کنید